قهرمان ميرزا عين السلطنه

3608

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مذاكره شديم . عزل مسيو شوستر را عرض كردم دولت طالب نبود ولى موفق نشد . در باب شرط ثالث كه خسارت باشد اقدامات خيلى شد و تا اين اندازه اطمينان‌بخش است كه آن خسارت يك مبلغى نخواهد بود كه خارج از اندازهء استطاعت ماليهء دولت ايران باشد . از حيث مبلغ و پرداخت سهل است . و ليكن درخصوص شرط دوم كه مسئلهء مستشار باشد هنوز يك فايدهء بزرگى حاصل نشده . فقط همين‌قدر است كه تحصيل رضايت دو دولت مبدل به سه دولت گرديد و اين را عرض كنم كه بنده اين را چندان تفاوت بزرگى نمىدانم و اظهاراتى نكرده‌ام . لكن در مقابل اين تقاضاها يك اظهاراتى هم از طرف دولت شده . از آن اظهارات آنچه بنده مىتوانم عرض كنم به محض اين‌كه تقاضاها قبول شد فورا دولت روس قشون خود را مراجعت مىدهد . اين مسئله را ابتدا امتناع مىكردند و مىگفتند ما نمىتوانيم قشونى را كه آورده‌ايم ببريم ، شايد يك اتفاق ديگرى افتاد . ما به آنها اطمينان داديم اتفاق ديگرى نخواهد افتاد . اين بود آنها حاضر شدند بعد از موافقت قشون خود را ببرند . يك مسئلهء ديگر توهمى بود از طرف دولت . شايد پس از قبول اين تقاضاها شرايط ديگرى بشود ، خيلىخيلى محل تشويش بود . از اين حيث هم اطمينان حاصل شد كه هيچ تقاضا و شرط ديگرى نخواهد شد . فايدهء اين مذاكرات اين شد كه قشون وارد پايتخت نشود . حال ديگر اين مذاكرات را هم قابل فايده نمىدانند ، اختيار با نمايندگان است و اگر بيش‌از اين اين كار به تعويق بيفتد ما نمىتوانيم مسئول اصلاح و وقوع بعضى خطرات باشيم . براى آن‌كه مسئوليت را از گردن خودمان برداريم اگر امروز ننشينيد يك تصميمى در اين خصوص بگيريد هيئت وزرا هم مسئول نخواهد بود و بيشتر نمىتواند از اين مطالب جلوگيرى كند و از روى اوراق اعمال آنها معلوم خواهد شد و حاضرند ثابت نمايند در اتمام و انجام اين كار به وظائف و تكاليف خود رفتار كرده‌اند . در خاتمه عرض خود عرض مىكنم كه امروز ايران در يك بحران خيلىخيلى بزرگى است . فقط مسئلهء بحران خارجى نيست بلكه يك بحران خيلى بزرگ داخلى بر آن دچار شده و اگر آقايان درست ملتفت اين بحران خيلى بزرگ داخلى شوند و بفهمند علت اين بحران چيست ، بالاخره اين مطلب را بفهمند كه امروز يك حكومتى « ديسيپلينه » لازم است كه مقتدر باشد كه قولش نفوذ داشته باشد و الّا دچار بحرانهاى خيلىخيلى سخت مىشويد كه دخالت خارجى در آن بحران خيلى بيشتر از اين مىشود . ما تكليف خود را گفتيم . آقا شيخ محمد خيابانى وكيل تبريز جوابى مىدهد كه روزنامه آن جواب و جواب ساير وكلا و خاتمهء مجلس را شرح نمىدهد ( و من بسيار اوقاتم تلخ شد كه نفهميدم